على ربانى گلپايگانى
192
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
اصل قطعى و ضرورى نيست ، بنابراين ، اين اشكال « 1 » كه واجب دانستن لطف بر خداوند ، قدرت و سلطنت او را محدود مىسازد ، ناشى از عدم درك درست قاعدهى لطف ، و نشناختن معناى « وجوب على اللّه » در اصطلاح متكلمان عدليه است . از كسانى كه به اين اشتباه پى برده ، شيخ محمد عبده است . وى پس از نقل سخن اشاعره كه به معتزله نسبت دادهاند كه آنان خداوند را مكلّف و مسؤول مىشمارند ، گفته است : آنان به چنين مطلبى اعتقاد ندارد . عقيده آنان اين است كه چيزى جز آنچه خداوند به مقتضاى صفات كمالش بر خود واجب مىكند ، واجب نيست . و اين عقيده مورد قبول سلف صالح بوده است . « 2 »
--> ( 1 ) . اين اشكال را اشاعره بر معتزله و اماميه كه به حسن و قبح عقلى و قاعده لطف و وجوب على اللّه قايلند ، وارد كردهاند . و متكلمان عدليه به آنان پاسخ داده و گفتهاند : مراد از وجوب على اللّه ، وجوب در اصطلاح فقها نيست ، بلكه مقصود وجوب عقلى ، يعنى ملازمه ميان كمال ذاتى و كمال فعلى خداوند است ، يعنى چون در ذات خداوند نقصان راه ندارد ، در فعل او نيز نقصان راه نخواهد داشت ، بنابراين خداوند هرگز بر خلاف حكمت و رحمت عمل نخواهد كرد . ر . ك : القواعد الكلامية : ص 74 - 77 . ( 2 ) . تفسير المنار : 8 / 50 - 51 .